اشتباهات رایج مدیریتی در کسب و کار

اشتباهات رایج مدیریتی در کسب و کار

یکی ازاشتباهات متداول مدیران عدم توجه به عوامل موثری است که هر کدام به تنهایی می توانند در رسیدن به اهداف سازمانی تاثیرگذار باشد.

 

یکی از اشتباهات رایج مدیران عدم توجه به دیدگاهها و نظرات و انتقادات سازنده کارمندان می باشد که نکته قابل تامل و توجه تمامی مدیران کسب و کار باید قرار بگیرد میزان اهمیت هر یک از کارمندان در جهت موفقیت سازمانی و رسیدن به هدف و یا شکست اهداف سازمانی است.

نادیده گرفتن تلاش های نیروهای کار

توجه به ایده ها و نظرات کارمندان باعث ایجاد همدلی و ارزشمندی در کارمندان را به وجود می آورد که تمامی تلاش و هوش و ذکاوت خود را بکار میگیرد برای بهبود نتایج و اهداف سازمان ، در صورت عدم توجه به این ارزش ها کارمند دچار بی انگیزگی میشود که در نتیجه باعث شکست در تحقق اهداف خواهد شد بنابراین لازمه یک مدیریت کسب و کار موفق بها دادن و ارزشمند دیدن کارمندان می باشد.


در دسترس قرار ندادن اطلاعات کافی در اختیار نیروی کار

یکی از مسائلی که مدیران باید مورد توجه قرار دهند و متاسفانه شاهد آن هستیم که برخی مدیران در این امر کوتاهی می کنند قرار ندادن اطلاعات کافی به منابع انسانی خود در روند تغییرات استراتژی های کاری می باشد قرار ندادن اطلاعات کافی در اختیار کارمند باعث کاهش در نحوه عملکرد و کارایی لازم میشود هر چه شکاف اطلاعاتی بیشتر شود درصد شکست در کسب و کار بیشتر میشود


عدم توجه مدیران کسب و کار به آموزش کارمندان به عنوان یک ضرورت

از مهمترین ویژگی های مدیران لزوم تقویت و بهره وری بهینه از هماهنگی میان نظام آموزشی با تمامی اجزای سازمانی و نظام مدیریتی شامل (بازاریابی وفروش، بازاریابی محتوا و روابط عمومی) می باشد که ضامن اجرای مطلوب برنامه ها در راستای اهداف سازمانی می باشد.که متاسفانه بسیاری از مدیران بحث آموزش رو در حیطه کاری خود قرار نمی دهند و یا ضرورت آن را مورد توجه قرار نمی دهند و آن را کاری بیهوده و پر هزینه می دانند

 

مدیر.jpg

 

عدم شناخت کارمندان

بسیاری از مدیران مهم ترین هدف یک مدیر موفق را تدوین و برنامه ریزی استراتژیک سازمانی و به اجرا در آوردن آن میدانند در صورتی که شناخت و توجه به نیازهای روحی و جسمی و انگیزشی کارمندان یکی از ارکان اصلی مدیریت موفق است از ویژگی های یک مدیر موفق رسیدن به جایگاه رهبری می باشد یک رهبر موفق همیشه منافع اش را فدای نیروی کاریش می کند به نیروی انسانی خود این احساس رو منتقل می کند که تمامی مشکلات روحی و روانی و جسمی برا ی من مهم است و بازخور این مشکلات کارمندان در بهره وری و نوع فعالیت های سازمانی آنها مستقیما تاثیر گذار می باشد.

مدیر برای اینکه بتواند حس رهبر بودن در کسب‌وکار را ایجاد کند باید بتواند امنیت شغلی کارکنان خودش را ایجاد کند و تمامی کارکنان را دررسیدن به موفقیت‌ها و دریافت پاداش‌ها شریک بداند و نه اینکه برخلاف این مسیر حرکت کند و امنیت و ثبات کاری را از نیروی کار خود صلب کند


عدم تمایل مدیران در ارائه نظرات کارمندان و مشارکت در تصمیم گیری

موثرترین روش برای به دست آوردن موفقیت در کسب و کار داشتن استراتژی ارتباطی میان مدیر و کارمندان و اهداف سازمانی است از این جهت مدیران باید سیاستهایی اتخاذ نمایند که کارمندان به راحتی به توانند نظرات و انتقادات و پیشنهادات خود را در جهت تسهیل امور ارائه دهند به طور کلی مدیری موفق است که بتواند علاوه بر مهارت در امرمدیریت و رهبری به موضوعات حوزه رفتار سازمانی نیز واقف باشند تا بتوانند از اشتباهات رهبری جلوگیری کرده و آنها را به حداقل برسانند.


نتیجه گیری

 شناخت عوامل موثر بر مدیریت  یکی از روش های جلوگیری از اشتباهات رایج و متداول مدیران است که از تکرار اشتباهات جلوگیری می کند.

 

34
21 مرداد 1396 - 15:59