ارتباط میان خلاقیت و تجارت

ارتباط میان خلاقیت و تجارت

خلاقیت از نظر اقتصادی مهم است و کسب درآمد از خلاقیت کاملا ممکن است.

اتصال خلاقیت و بازرگانی

خلاقیت از نظر اقتصادی مهم است و کسب درآمد از خلاقیت کاملا ممکن است. هرچند در طول این جلسه ما هرگز واقعا بر قدرت خلاقیت در راه اقتصادی تاکید نمی کنیم ، حال شما خود باید بفهمید که چگونه خلاقیت می تواند کسب و کار شما را بهبود بخشد.

نکته ی مهم در مورد مردم واقعا خلاق این است که آنها می توانند ایده های کیفی بزرگی در دوره ی کوتاهی از زمان داشته باشند. علاوه بر این ، آنها می توانند ایده های خلاقانه ی خود را در راه نسبتا کارآمد به کار برند و علت آن تجزیه و تحلیل موقعیت و برخورد با آن است . به سادگی می توان گفت کسب و کار برای افراد خلاق سود آور است زیرا آنها در زمان صرفه جویی می کنند . صرفه جویی در وقت به معنای صرفه جویی در هزینه ها است. حال ، این مساله چگونه اتفاق می افتد ؟

creative.jpg

خلاقیت تجاری یعنی بهره وری

همانطور که در مقاله ی قبلی بحث شد ما به فرآیند خلاقانه ی خود می پردازیم، یک شکاف بین تولید ایده و انتخاب ایده وجود دارد. در یک محیط تجاری این دو مرحله به معنی کوتاه شدن زمان است وقتی هنوز مفاهیم با ارزشی وجود دارند.

اول ایده ها را تولید کنید ( قضاوت نکنید!) سپس این ایده ها را به مفاهیم قابل اجرا ترجمه کنید.

خلق ایده

در طول فرآیند خلق ایده کار کردن در شیوه ای کارآمد بسیار مهم است.

من شخصا ترجیح می دهم برای همه ی مراحل برای به دست آوردن مفاهیم با ارزش با استفاد از تکنیکهای خاصی مقدار معینی از زمان را قرار دهم . در کار کردن با یک تیم و کار کردن به صورت تنها تفاوتهایی وجود دارد.

فرآیند خلاقیت ما می تواند بسیار آشفته و بی نظم باشد ، بهتر است در کسب و کار ساختاری داشته باشید.

برای یک تیم انجام تمام فرآیند کار به صورت گروهی توصیه می شود . با مشارکت داشتن افراد زیادی در فرآیند تولید ایده در مدت کوتاهی از زمان شما ایده های ورودی بسیاری خواهید داشت . این شروعی عالی برای انتخاب ایده است ، که کدام یک با افراد کمی قابل انجام است ، مانند مدیریت هنری یا مدیریت توسعه.

تکنیکهای ترجیح داده شده در فکرهای قدیمی با قوانین در مقاله ی قبلی ما توضیح داده شد.

خلاقیت نسبت به زمان بستگی به شرایط مناسب دارد.

اما وقتی که تنها کار میکنید چه ؟ مشکل تنهایی کار کردن این است که شما در شرایط خیلی خلاقانه با ایده های بسیار کار نمیکنید و در واقع شما هیچ الهام دهنده ای ندارید. به همین دلیل است ، که بر خلاف تنظیمات تیم ، توصیه نمی شود که محدودیت زمانی برای فرآیند خلاقیت خود قرار دهید مگر اینکه شما احساس کنید که در در فشار زمانی و خلاق بودن خیلی با تجربه هستید.

تشخیص دهید که چه زمانی شما خلاق تر هستید و آن زمان را به خلق ایده اختصاص دهید و توسعه دهندگی . برای مثال روش های ترجیح داده ی خود را برای بهترین کار برای خود را بیابید. بهترین نکته این است که شما هر زمان فاقد ایده های خلاقانه شدید ، برای مدتی از مشکل ( و از کامپیوتر خود ) دور شوید . یک فنجان قهوه بنوشید و یا پیاده روی کنید. ذهن تازه معجزه می کند . خلاقیت بستگی به شرایط مناسب دارد نه زمان.

حتی اگر فرآیند خلاقانه ی ما بسیار آشفته باشد ، در کسب و کار بهتر است به آن ساختار ببخشیم. چرا ؟ به سادگی، نتایج در سبکی که شما از آن لذت می برید در زمان محدود تولید می شوند. این روشی است که من آن را ترجیح می دهم ، اما شما می توانید شرایط خود و شرکت خود را برای یافتن رویکردی مناسب بسنجید.

  • با یک خلاصه ی سریع شروع کنید . حتی اگر تنها شما باشید. مشکل را تعریف کنید . پروژه و انتظارات آن را درک کنید.
  • در حدود ۱۵ دقیقه در اینترنت برای یافتن آنچه که وجود دارد یافتن بهترین شیوه و الهام گرفتن زمان صرف کنید.
  • کامپیوتر خود را خاموش کنید ، یک کاغذ و خودکار برای نوشتن طوفان فکری خود بردارید . خودتان را در زمان محدود کنید . من حدود ۴۵ دقیقه را ترجیح میدهم. (در گروه ها یک طوفان فکری داشته باشید.!)
  • زمان به پایان رسیده است. یک فنجان قهوه بنوشید و درباره ی نتیجه ی افکار خود بحث کنید. این تعامل اول مهم است.اگر شما به تنهایی کار میکنید ، با کسی که اعتقاد دارید می تواند بازخورد خوب و بینشی بهتر ارائه دهد صحبت کنید. همیشه قبل از حرکت با دیگران گپی داشته باشید.
  • نیم ساعت برای پالایش ایده های خود به تعدادی مفاهیم اساسی صرف کنید. ( هنوز بر روی کاغذ! )

زمان حرکت به سمت انتخاب ایده است.
با یک سرمایه گذاری حدودا دو ساعته یک شروع خوب برای پروژه ی خود داشته اید. همه چیز را به خوبی باز نگه دارید. ممکن است شما یک انسداد برای خلاقیت خود در طول فرایند داشته باشید. مشکلی نیست ، مقالات قبلی را به یاد آورید . بر روی یافتن دلایل و از بین بردن آنها تمرکز کنید ، شما موفق خواهید شد.

انتخاب ایده

انتخاب ایده معمولا فرآیندی نرم تر می باشد . دوباره من ترجیح می دهم با یک ساختار پیش بروم .

بعد از چک کردن ایده ها آنهایی که ایده های خوبی نیستند و نمی توانند با ایده های دیگر ترکیب شوند را دور بریزید.
از هر تکنیکی که می توانید استفاده کنید تا ایده های خود را به ۲ یا ۳ مفهوم برتر کاهش دهید.
هر مفهومی را که بیشتر می توانید به مرحله ی بعد ببرید.
کامپیوتر خود را روشن کنید ، ارتباط فشرده ی خود را با مشتری خود آغاز کنید.
هنگام ارائه ی ایده ها ، آنها را پیکسل به پیکسل طراحی نکنید. در عوض ایده های که با خلق و خوی ایده های شما سازگار هستند را بردارید. قدرت خلق و خوی شما باورنکردنی است . آنها با تلاش کم تصویری به مشتری ارائه می دهند. مشتریان دید بصری را دوست دارند . همیشه آنها را با مفاهیم خود فراهم کنید.

مطمئن شوید مفاهیمی را که در حال ارائه دادن آنها هستید را دوست دارید.

در مورد موضوع مفاهیم ، همیشه خلاصه ی خود را قبل از ارائه به مشتری خود بخوانید. همیشه مطمئن شوید مفاهیمی را که در حال ارائه دادن آنها هستید را دوست دارید. شما باید خودتان را هیجان زده کنید . فروش چیزی که شما به هیجان انگیز بودن آن اعتقاد دارید بسیار آسان تر است و همچنین کار کردن روی آن برای شما سرگرم کننده است. و اگر آن هیچ کس را هیجان زده نکند ، صادقانه بگوییم ، پس چه معنایی دارد ؟

سه تنوع از یک ایده هنوز فقط یک مفهوم را دارند . به مشتریان تنوع را پیشنهاد ندهید ، در عوض خودتان نوعی را انتخاب کنید که برای طراحی بهترین باشد . یک مفهوم شگفت انگیز و دو تصور بد را برای مشتری به امید اینکه مشتری نوع شگفت انگیز را انتخاب کند فراهم نکنید. حتی در مراحل خیلی ابتدایی پروژه ی خود ، طلا ارائه دهید. داشتن تفکرات متفاوت ، یک بحث خوب با مشتریان برای حل مشکلات آنها است . یک تفکر را با هم انتخاب کنید و ذهنهایتان را ترکیب کنید.

خلاقیت تجاری به معنای تصمیم گیری است.

حتی زمانی که همه در طول یه فرآیند طراحی روی تفکر موافق هستند ممکن است لحظه ای پیش بیاید که شما حس کنید یک چیزی اینجا اشتباه است . یکی از گناه هایی که ما طراحان ممکن است به آن گرفتار شویم این است که هنگام کار کردن با عناصر امیدوار باشیم که همه چیز درست شود در صورتی که در واقع بدتر می شود.

متوجه شوید که شما در انجام کاری کاملا بیهوده هستید و آن را متوقف کنید . یک چیزی اشتباه است و شما باید بفهمید دقیقا چه چیزی اشتباه است . از دیگران بپرسید که آنها چه فکری میکنند ( آنها نمی توانند به اندازه ی شما به کار خیره شوند. ) آنچه که آنها باور دارند تضاد است یا هم عقیده با شما هستند تا بفهمید دقیقا چه چیزی اشتباه است . ممکن است این کار شبیه هدر دادن زمان باشد ، اما این عمل خردمندانه تر و سریع تر از ساختن تنوع است.

ریسک ، نوآوری و حماقت

پروژه های احمقانه ی شما به عنوان طراحی های تجاری شما را تبدیل به بهترین می کند.

خلاقیت همیشه برخی از ترفندهای جادویی را در آستین خود دارد. طراحان ایده های دیوانه ( و بامزه ای ) دارند. پروژه های احمقانه ممکن است هیچ ارزش تجاری ای نداشته باشند اما می توان آنها را در فضای اینترنت امتحان کرد. ممکن است آنها تکنیک های جدیدی را به شما بیاموزند . آنها می توانند الهام بخش شما در طول فرآیند توسعه دهندگی باشد . ارتباط آنها به پروژه های تجاری شما را تبدیل به یک طراح بهتر می کند.

حتی زمانی که آنها را به یک مدل کسب و کار تبدیل می کنیم ، خلاقیت یک دارایی مهم است.آنها می توانند در تعریف راه های جدید کسب درآمد ، کاهش ریسک یا اختراع ایده های جدید که می توانند بازی را تغییر دهند کمک کنند.به سادگی ، این یک مهارتی است که شما می توانید هر روز و برای هر راه حلی آنها را استفاده کنید. برای تبدیل شدن به یک خلاق شما باید خطرپذیر باشد و سعی در نوآوری داشته باشید. برای تغییر استانداردهای این صنعت جرات داشته باشید و همه را کنار بزنید.

نتیجه گیری

خلاقیت دارای ارزش تجاری است و یک دارایی مهم است که شما می توانید روز به روز آن را نگه دارید و از ان استفاده کنید . از امتحان کردن چیزهای جدید برای کارآمد تر کردن خلاقیت خود نترسید. در راه خود هر لحظه و هر زمانی از خود سوالاتی بپرسید .

مشتریان خود را در طول فرآیند پروژه زاضی نگه دارید ، با آنها ارتباطی موثر برقرار کنید و بهترین چیزها را در وهله ی اولی که از شما انتظار دارند ارائه دهید!

787
3 شهریور 1394 - 13:44