بازاریابی عصبی

بازاریابی عصبی

بازاریابی عصبی فهم و درک عملکرد مغز بدون ورود به جزییات پیچیده می باشد



مفهوم بازاریابی عصبی در سال 1990 در دانشگاه هاروارد مطرح گردید هدف اصلی این روش شناسایی و دستیابی اتفاقاتی است که در ناحیه ناخودآگاه مغز انسان اتفاق می افتد از این رو دانشمندان و فن شناسان علاقمند به شناخت قوه ادراک موجود در بازار هستند که توسط مشاوران کسب و کار و مدیران بازاریاب تکنیک های موثری را کشف می کنند و به کار ببندن تا به وسیله آنهابتوانند دستکاری موثری درفعالیت ناخودآگاه مغز انجام دهند هدف اصلی برانگیختن عکس العمل مورد نظر در قوه ادارکی اشخاص است.
بازاریابی عصبی
 

بازاریابی عصبی یا نرو مارکتینگ

بازاریابی عصبی نتیجه ترکیب دو علم بازاریابی و عصب شناسی است این علم تازه بنیان به مدیران بازاریابی و فروش ، برندینگ این امکان را می دهد که متوجه طرز فکر مخاطبین و مشتریان خود شوند بازاریابی عصبی فهم و درک مغز بدون ورود به جزییات پیچیده است تا از آن بتوان برای بهبود و ارتقای بازاریابی استفاده کرد هدف اصلی بازاریابی عصبی منتقل کردن پیام های بازاریابی در دیگران و دریافت طرز فکر و تفکرات ذهنی مخاطبان تا بتوانند براساس خواسته مخاطبان محصولات و تولیدات خود را تجزیه و تحلیل و تغییر دهند تا بتوانند فروش خود را افزایش دهند با توجه به شرایط رقابتی بازار بازاریابی و تبلیغات بسیار تخصصی ترشده است و رقبا مدام در حال جذب سلایق مشتریان هستندو هر روز تلاش می کنند هزینه تبلیغات را کمتر کنند حال اگر کسب و کار کوچک با بودجه محدود برای تبلیغات داشته باشید راهکار برای جذب مشتری با هزینه تبلیغات پایین بازاریابی عصبی استو بازاریابی عصبی یا نرومارکتینگ بسیار پیچیده است و اکثر کاربرد آن را در شرکت های بزرگ مطرح می کنند د رصورتی که اغلب ایده های بازاریابی عصبی در کسب و کارهای کوچک نتیجه می دهد و بسیار کم هزینه و ساده است اکثر شرکت های بزرگ قبل از شروع به تولید محصول بازاریابی محتوا می کنند از طریق روش های مختلف مانند بازاریابی موتورهای جستجو و روابط عمومی سعی در کسب اطلاعات از مشتریان که تمایل دارند مشتریان محصولی که در آینده تولید می شود دارای چه خصوصیاتی باشد بازاریابان کم کم به این نتیجه رسیدند که پاسخ های افراد با رفتار خرید آن ها متفاوت است .گاهی مشتریان نظراتی می دهند که با خریدهای خودشان متناقض است
 

نرومارکتینگ-.jpg

اساس بازاریابی عصبی

Meme می باشد meme یک واحد اطلاعاتی در مغز می باشد که این واحدها در زمان تصمیم گیری در مدت 6/2 ثانیه بر تصمیم گیری تاثیر می گذارد meme د رحافظه باقی می مانند و به واسطه بازاریابان تحت تاثیر قرار می گیرند. در نتیجه بازاریاب عصبی از راههای مختلف مورد بررسی قرار می دهند مانند اسکن مغزی کشف انگیزه ها بعد از شناخت در آن ها سعی در ایجاد تغییر می کنند بهترین تکنولوژی نرومارکتینگ توسط پرفسور زالتمن در سال 1990 توسعه داده شد و به کشف ضمیر ناخودآگاه افراد پرداخت تکنولوژی بازاریابی ZMET توسط بسیاری از شرکت های بزرگ مانند کوکاکولا و جنرال موتورز و ... مورد استفاده قرار گرفت.

نظریه منتقدان بازاریابی عصبی

سازمان های حمایت از مصرف کنندگان از بازاریابی عصبی که به صورت بالقوه تهاجمی هستندرا  مورد انتقاد قرار داده اند مدیر اجرایی دموکراسی دیجیتال مدعی شده است که بازاریابی عصبی دارای یک تاثیر بر روی افراد می باشد که از این تاثیر باخبر نیستند Goseph Turow یکی از اساتید دانشگاه پنسیلوانیا بازاریابی عصبی را به طور کامل رد می کند و این روش را یک رویکرد غیر سنتی در مورد جلب نظر مشتری می دانند و معتقد است که یک هدف ارزشمند در تبلیغات ، بازاریابی و دیجیتال مارکتینگ  وجود دارد آن هم سعی در دستیابی به مردم در یک روش زیر پوستی بوده است

نتیجه گیری

با توجه به حجم زیاد تبلیغات توجه به علم اعصاب و شناخت آن روشی حیاتی برای سازمان هایی است که مایل به شناخت و درک بهتر از خواسته های مخاطبانشان هستند و طراحی دقیق تر و بهتر از تولیدات و ماندن در بازار رقابت و فروش است . در حال حاضر یک شاخه اصلی در بازاریابی ، بازاریابی عصبی می باشد برای درک و فهم تصمیمات مشتریان است هدف از درک فرآیند تصمیم گیری مشتریان و مصرف کنندگان بهره برداری صنعتی از تحقیقات علم عصب شناسی می باشد
22
20 شهریور 1396 - 15:53