شبکه های اجتماعی و تاثیر آن بر موفقیت کسب و کار

شبکه های اجتماعی و تاثیر آن بر موفقیت کسب و کار

ظهور شبکه های اجتمااعی فرصتی برای کسب و کارها پدید آورد که بتوانیم بهتر دیده شویم اما این حضور در این شبکه ها صرفا به معنی موفق شدن نیست

خیلی از مردم هنگامی که به طرف مقابلشان گوش میکنند خیلی کم پیش می آید به طرف مقابل دقت کنند. این عادتی است که بازار یابان بشدت از آن دوری میکنند، وگرنه باید از رسانه های جمعی نا امید شوند.

شبکه های اجتماعی و تاثیر آن ها بر موفقیت برند

دروضعی که صاحبان صنایع شبکه های اجتماعی و بازاریابی شبکه های اجتماعی را فرصتی برای بهتر شناخته شدن میدانند، اما مصرف کنندگان، خیلی کم تر تحت تاثیر قرار میگیرند. در واقع،رسانه های اجتماعی چندان نیروی قوی ای در بازاریابی و فروش  نیستند که بخواهیم روی آن ها حساب ویژه ای باز کننیم. بنابر گزارشی، تنها 5٪ از مصرف کنندگان مورد بررسی، عقیده داشتند رسانه های اجتماعی تاثیر بسیار زیادی برآن ها داشته اند، و حتی اکثریت (62٪) آنها بی تاثیر بود این رسانه ها که چه چیزی را از کجا خرید کنند معتقد بودند. در گزارش دیگری نشان داده شده است که، 90 درصد کاربران، از رسانه های اجتماعی فقط برای اینکه با دوستان یا خانواده خود در ارتباط باشند استفاده میکنند، عملا به محصولات برندها توجهی ندارند. این درحالی است که بسیاری از برند ها همچنان فکر میکنند رسانه های اجتماعی دارای قدرت زیادی برای جذب مخاطبان هستند. نتیجه یک مشاوره کسب و کار شگفت زده کرد: "رسانه اجتماعی تنها بخشی از تجربه کلی برند با مشتری است. مشتری اگر ارتباط حسی و عاطفی قوی ای ، که از تجربه های خاصی بجز رسانه های اجتماعی آن را کسب کرده باشد، با برند داشته باشند، در آن هنگام بصورت فعال در رسانه جمعی ان برند شرکت میکند." این یعنی برندها باید به دنبال راهی برای جذب مخاطبان و حضور فعال آن ها در گفتگوهایی که در رسانه های جمعی انجام میدهند باشد. از طرفی، اغلب برند ها سعی میکنند با مشتری از طریق استدلال هایی که درست میپندارند در ارتباط باشندو با آنها تعامل داشته باشند، در حالی که باید از طریق روابط عمومی ببینند آن ها چه میخواهند و بدنبال چه چیزی هستند، نحوه تعامل و کیفیت آن را تعیین کنند. نه مثل بعضی شرکت ها که بدون توجه به خواسته های مشتری کار خود را ادامه میدهند. بر این اساس باید محصولات، مناسب با نیاز اشخاص در نظر گرفت. حتی سخنرانی ها، تبلیغات، کوپنها یا ویدئو های ساخته شده نیز باید بر این اساس تنظیم شوند. بنظر من مشکل دراین است که برندها در زمینه انتخاب نحوه انتقال پیام ها مشکل دارند برای اینکار میتوانند از مشاوره برندینگ هم استفاده کنند . چون خود را در وضعیتی قرار داده اند که مشتریان در آن احساس راحتی نمیکنند.به همبن دلیل است که هنوز بسیاری از تبلیغات بر اساس روش قدیمی "ایجاد وقفه" ساخته می شوند. با این حال، مورد دیگری که در گزارش های ذکر شده وجود دارد این است که به ظرفیت های شبکه های اجتماعی اشاره دارد. به طوری که، اثر این رسانه ها را به روشی غیر مستقیم بیان میکند و تاکید بر اعداد و ارقام ناشی از درآمد را تنها دلیل اثر گذاری این رسانه ها نمیداند. مصرف کنندگان برندهای مختلف همواره با یکدیدگر سر برند مورد علاقه خود بحث میکنند و برندها تمایل دارند همه بحث ها و تعاملات شان را دسته بندی کنند. از این رو اینگونه گفتگوهای دو طرفه میتوانند به شیوه های گواگونی شکل بگیرند و ارزش هر یک نیز متفاوت خواهد بود.

در اینجا من سه سطح (ارزش) برای گفتگو، معرفی می کنم

گفتگوی کوتاه این گونه صحبت ها در روزمره و در محیط ها و مکان های مختلفی اتفاق می افتند و البته از نظر حجمی بسیار زیاد نیز هستند، معمولا هم بی ربط به زمینه ای هستند که خریدار میخواهد بداند. برای یک بازاریاب آنچه جالب است، تعداد زیاد این صحبتها است،اما از نظر ارزش کاملا بی اهمیت هستند. گفتگوی پر محتوا این گفتگوها بسیار با ارزش تر هستند و بین علاقه مندان معدودی انجام میشوند و میتوانند به عنوان مرجعی به عنوان بازاریابی شبکه های اجتماعی استفاده قرار گیرند. در فضایی که این گونه جمع ها ایجاد کرده اند، به نوعی دیدی مثبت در باره برندها بوجود می آید. در این میان، بازاریاب ها این توانایی را دارند که در شبکه های آنلاین و آفلاین این بحث ها را راه بیندازند. برای موفقیت در این فعالیتها باید به شناسایی طرفدارانی که عاشق برندتان هستند، بپردازید. چون آن ها با بحث هایی که پیرامون برند ما می اندازند میتوانند، تبلیغ کننده خوبی برای آن باشند. گفتگوهای پر دامنه این بحث ها بیشتر در مورد موضوعات بیشتر سرگرم کنننده انجام میشود. وسعت زیادی از فضای مجازی هر روزه به این گفتگو ها اختصاص میابد که قطعا با فضای حرف های پر محتوا بسیار متفاوت است. برندها باید از فرصتهایی که از طریق این نوع گفتگوها بدست می آیند نهایت استفاده را ببرند. به طور مثال شرکت دیزنی و NBA از طریق همین گفتگوها و البته با رهیافتهای متفاوت، کسب و کار و فعالیتهای خود را به آگاهی دیگران می رسانند. نکته مهم این است که هر دو رهیافت سعی در تغییر مباحث ندارند بلکه تنها به رصد تمایلات و علایق می پردازند. در کل، حضور در این زمینه های گفتگو باعث می شود بخشی از آنها شوید و از منافع فراوان آن بهره ببرید و کاربرد زیادی در زمینه فروش و بازاریابی دارند.

8 نکته ای که باید در این نوع بحث ها از آن استفاده کرد

حاضر بودن حتما به معنی شرکت داشتن نیست. بلکه حضور داشتن را باید جوری برنامه ریزی کنیم که از آن نتیجه مثبت بگیریم. در اینجا به برخی نکاتی که که باید رعایت شود اشاره شده. خوشبختانه این موارد قابل تعمیم به بسیاری از فعالیتها، از تبلیغات گرفته تا پیدا کردن حامی مالی، است. 1) در حال صحبت با چه افرادی هستید و آن ها درمورد چی بحث میکنند؟ 2)سطح بحث آن ها چیست؟ و آیا آن سطح، میتواند سطح بحث شما باشد؟ 3) اگر هم سطح شماست چه چیزی میتوانید به آن اضافه کنید؟ 4)چه مطالبی را در محیط بحث میتوانیم اشاره کنیم که برای مخاطب جذاب و آن را درگیر کند؟ 5) چگونه خود را وارد بحث کنیم؟ گفتگو میکنید یا فقط در حال صحبت هستید؟ 6) مطلبی را که میخواهیم وارد بحث کنیم چگونه وارد میکنیم؟ 7)چگونه موضوعی که قبلا از ما شنیده اندوارد بحث میکنند؟ 8) در پایان چه چیزی میخواهیم انجام دهند؟ و چرا فکر می کنید آنها قبول خواهند کرد؟پ نتیجه گیری ظهور شبکه های اجتماعی فرصتی فراهم آورد تا برندها بتوانند بیشتر دیده شوند، اما حضور در شبکه ها به این معنی نیست که حتما در این زمینه موفق عمل میکنیم.با فهمیدن سلایق مخاطب و جهت دادن به صحبت ها در این محیط میتوانیم علاوه براینکه از نظرات مثبت مخاطب در جهت تبلیغ برند خود استفاده کنیم میتوانیم از نظرات سایرین بازخورد بگیریم و در زمینه بازاریابی و فروش دقیقتر عمل کنیم.

29
5 شهریور 1396 - 12:04